آرگا
  • کد خبر: 68111
    تعداد بازدید : 94 بازدید
    تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد, ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۰
    تعداد نظرات: ۰ نظر
      

    شعرهای غمگین و کوتاه با موضوع جدایی و تنهایی

    زیباترین شعرهای غمگین کوتاه و اشعار عاشقانه و رمانتیک در رابطه با تنهایی و جدایی را در این مطلب ارائه می دهیم که هر یک از این شعرها دارای غمی سنگین و حسی ناب و دلنشین می باشند.

    مجموعه ایی خاص و خواندنی از شعرهای غمگین کوتاه و اشعار غم انگیز در رابطه با غم ناشی از تنهایی و جدایی از شاعران خوب و توانای کشورمان را در این مطلب گردآوری نموده ایم که این شعرهای زیبا حس های درونی را به خوبی نشان می دهند و ارتباط خوبی با خواننده برقرار می نماید. در ادامه مطلب همراه ما باشید  و از مطالعه این شعرهای غمگین و بااحساس لذت ببرید.

    شعرهای غمگین عاشقانه و اشعار زیبای غم انگیز :

    مطالعه شعرهای غمگین زیبا بسیار لذت بخش و دلنشین است، اینگونه اشعار حکایت از حس عشق و غم بعد از جدایی و تنهایی را دارند و حس غم انگیز تنهایی را به نمایش می گذارند. انواع اشعار عاشقانه غمگین و ناراحت کننده می توانند مرحمی برای افراد دل شکسته و نا امید باشند. در ادامه بخشی از شعرهای غمگین کوتاه عاشقانه و احساسی را ملاحظه نمایید.

    شعر غمگین تنهایی

    شعرهای عاشقانه غمگین

    شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت

     به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

    بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

     بهار رفت تو رفتی و هر چه بود گذشت

     شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود

     که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

    چه خاطرات خوشی بر دلم به جای گذاشت

     شبی که با تو مرا در کنار  گذشت

    گشود بس گره آن شب زکار بسته ما

    صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت

    مراست عکس تو یاد آور سفر آری

    چنان توانم ازین طرفه یاد بود گذشت

    غمین مباش و میاندیش زین سفر

     اگرچه بر دل نازک غمی است، گذشت…
    *******
    چشم من، بیا منو یاری بکن
    گناهام خشکیده شد، کاری بکن

    غیر گریه، مگه کاری میشه کرد
    کاری از ما نمیاد، زاری بکن

    اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
    تا قیامت دل من گریه می خواد

    هرچی دریا رو زمین داره خدا
    با تموم ابرای آسمونا

    کاشکی میداد همه رو به چشم من
    تا چشمام به حال من گریه کنه

    اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
    تا قیامت دل من گریه می خواد

    قصه ی گذشته های خوب من
    خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

      حالا باید سر رو زانوت بذارم
    تا قیامت اشک حسرت ببارم

    دل هیچکی مثل من غم نداره
    مثل من غربت و ماتم نداره

    حالا که گریه دوای دردمه
    چرا چشمم اشک شوق کم میاره

    خورشید روشن ما روز دیدم
    زیر اون ابرای سنگین کشیدم

    همه جا رنگ سیاه ماتمه
    فرصت موندمون خیلی کمه

    اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
    تا قیامت دل من گریه می خواد

    سرنوشت چشاش کوره نمی بینه
    زخم خنجرش می مونه تو سینه

    لب بسته، سینه ی غرق به خون
    قصه ی موندن آدم همینه

    اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد

    تا قیامت دل من گریه می خواد

     *******
    شعرهای غمگین تنهایی

    شعرهای غمگین کوتاه

    افتاده اگر به خاک دیدی از شاخه جدا شقایقی را

    یا در دل موج سهمناگین توفان بشکسته قایقی را

    ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور
    ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

    حتما بخوانید:  بهترین اشعار شاملو و گزیده شعرهای عاشقانه شاملو

    در صبح بهار جای شبنم در گونه گل تگرگ دیدی
    یا صید به خون کشیده ای افتاده به دام مرگ دیدی

    ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور
    ای عشق مرا نکرده باور آن لحظه مرا به خاطر آور

    چون من به نگاه دلفریبی گر عاشق و بی قرار گشتی
    در دشت جنون بی ترانه سرگشته تر از غبار گشتی

    یا پیر شدی چو من دریغا از آینه شرمسار گشتی
    یا پیر شدی چو من دریغا از آینه شرمسار گشتی

    گفتی که همیشه یاد من باش من یاد تو بوده ام همیشه
    من هر غزل و ترانه ام را بهر تو سروده ام همیشه

    هر صبح پس از نیایش من از ته دل دعات کردم
    در قصر بلور آسمونها فریاد زنان صدات کردم

     *******

    ای  دل غمزده  در سینه ی  غمناک سلام

    کعبه ی  عشق  توئی پاک تر از پاک سلام

    مرهمی  نیست   کزآن  درد  تو  آرام  شود

    ای به زخم همگان  مرهم و  تریاک   سلام

    بی سب  نیست   که  دل   نام   نهادند  ترا

    هر چه فهم است توئی خانه ادراک  سلام

    هستی  عالم امکان  همه  از  خاک و گلند

    همه ی  عالم هستی  زتو ای خاک  سلام

    خانه ای  در  قفس  سینه  ترا  ساخته اند

    بنگر این خانه که باغیست پر از تاک سلام

    می  از آن نوش مرا  غصه  فراموش  کنم

    غصه می آورد این می  می  غمناک سلام

     *******
    اشعار غمگین عاشقانه

    غزل عاشقانه غمگین

    من گلی  خشکیده  در  بشکسته گلدانم هنوز

    از    ازل    بیمارم و     دنبال     درمانم     هنوز

    در پس  یک شیشه ی  بشکسته دور از آفتاب

    شاخه ای بشکسته در بشکسته گلدانم هنوز

    گر چه   دلتنگ    بهار و    بلبل    سر گشته ام

    در پی   سرمای    جانسوز     زمستانم   هنوز

    رقص  گل    در   زیر   باران    دلنوازی    میکند

    من  ولی  در حسرت  یک  قطره   بارانم  هنوز

    از همان روزی که با غم عهد و پیمان بسته ام

    تا  که  هستم   بر  سر  آن عهد و پیمانم هنوز

    زنده بودن   را   فقط   احساس    ثابت   میکند

    زندگی را   دشمن   احساس    میدانم   هنوز

    زندگی یعنی   دبستانی   که  از  غم ساختند

    من  همان  شاگرد   پیر   آن   دبستانم   هنوز

    مانده ام با این همه گوش گران و چشم کور

    با که  گویم  بی سبب   در  کنج زندانم  هنوز

     *******

    می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

    آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

    می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

    آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

    می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

    از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

    راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

    تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

    طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

    روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

     *******
    شعرهای غمگین

    امیدواریم مطالعه شعرهای غمگین کوتاه که در این مقاله ارائه دادیم برای شما نیز لذت بخش بوده باشد. پیشنهاد می کنیم برای آشنایی و مطالعه شعر های زیبا و خواندنی با موضوعات متنوع به بخش شعر عاشقانه مراجعه نموده و از مطالعه دیگر اشعار جدید و جذاب دیدن فرمایید.

    منبع : آرگا

    برچسب ها :