آرگا
  • کد خبر: 43137
    تعداد بازدید : 100 بازدید
    تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن, ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۰
    تعداد نظرات: ۰ نظر
      

    مجموعه غزل عاشقانه زیبا و خاطره انگیز

    مجموعه چند غزل عاشقانه زیبا و احساسی از شاعران بنام و بزرگ کشورمان را د راین مطلب گرداوری نموده ایم که مطمئنا از مطالعه این اشعار زیبا و دلنشین عاشقانه لذت خواهید برد.

    مطالعه مجموعه غزل عاشقانه برای همه ما دلنشین و جذاب است و تمایلی زیادی به خواندن شعر ها و غزل های عاشقانه و احساسی داریم، بر همین اساس در این مقاله به معرفی غزل های عاشقانه زیبا می پردازیم که از شاعران خوب کشورمان در دوره های قبل می باشند. در ادامه با مشاهده این اشعار زیبا و عاشقانه همراه ما باشید.

    مجموعه غزل عاشقانه و زیبای شاعران ایرانی :

    شاعران فارسی زیادی به سرودن غزل عاشقانه پرداخته اند که در این مطلب قصد داریم به معرفی چند غزل زیبا و دلنشین و شعر عاشقانه بپردازیم و شما را بیشتر با اینگونه شعرهای عاشقانه زیبا آشنا کنیم. در ادامه این اشعار زیبا را ملاحظه فرمایید.

    غزل عاشقانه سعدی

    بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست

    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

    روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری

    مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

    توانگران را عیبی نباشد ار وقتی

    نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

    به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز

    ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

    کسی نماند که بر درد من نبخشاید

    کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

    هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی

    از این طرف که منم همچنان صفایی هست

    به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت

    هنوز جهل مصور که کیمیایی هست

    به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید

    و گر به کام رسد همچنان رجایی هست

    به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

    که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

    غزل عاشقانه جدید

    غزل عاشقانه حافظ

    دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود

    تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

    دل که از ناوک مژگان تو در خون مـی‌گـشت

    بـــاز مشتـــاق کمـــانـخانـه ابروی تو بود

    هــم عفــاالله صبـــا کــز تــو پیامـی مـی‌داد

    حتما بخوانید:  گلچین بهترین دوبیتی های عاشقانه و رمانتیک

    ور نه در کس نرسیدیم کـه از کوی تو بود

    عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

    فـتـنه انگیـز جهــان غمــزه جادوی تو بود

    مــن سرگشـته هم از اهل سـلامت بـودم

    دام راهـــم شـکـن طـره هنــدوی تو بود

    بـگشــا بنــد قبــا تــا بگشـــایـد دل من

    کــه گشـادی کـه مرا بود ز پهلوی تو بود

    بــه وفــای تــو کــه بـر تربــت حــافظ بـگذر

    کـز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

    غزلیات عاشقانه و زیبا

    غزل عاشقانه شهریار

    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
    بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

    نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
    سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
    من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
    دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
    اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
    ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
    اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
    در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

    در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
    خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

    شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
    این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

    غزل عاشقانه

    با چند غزل عاشقانه از سه شاعر بنام و بزرگ کشورمان آشنا شدید، امیدواریم از مطالعه این غزل های زیبا و جذاب لذت برده باشید. پیشنهاد می کنیم با مراجعه به بخش شعر و ادبیات با دیگر اشعار زیبا و همچنین با زندگینامه شاعران بزرگ آشنا شوید.

    منبع : آرگا

    برچسب ها :
    پیشنهاد آرگا به شما