آرگا
  • کد خبر: 24948
    تعداد بازدید : 775 بازدید
    تاریخ انتشار : ۱۵ آبان, ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۱
    تعداد نظرات: ۰ نظر
      

    خلاصه داستان لیلی و مجنون و روایت پایان این داستان عاشقانه

    یکی از داستان های عاشقانه شیرین و در عین حال غم انگیز و زیبا داستان لیلی و مجنون است که در این مقاله خلاصه این استان عاشقانه و زیبا را مشاهده می فرمایید.

    داستان لیلی و مجنون یکی از زیباترین و عاشقانه ترین داستان هاست که مطمئنا همه ما تمایل به شنیدن آن داریم. این داستان عاشقانه را نظامی گنجوی در قالب شعر، سروده است که یکی از ماندگارترین اشعار است. در این مقاله سعی داریم خلاصه ایی از داستان غم انگیز لیلی و مجنون را به نثر ارائه دهیم که مطالعه آن خالی از لطف نیست. تا پایان با این داستان جذاب و خواندنی همراه ما باشید.

    خلاصه داستان لیلی و مجنون به نثر :

    در این مقاله به بیان خلاصه داستان لیلی و مجنون با بیانی دلنشین و زیبا می پردازیم و امیدواریم از مطالعه این داستان کوتاه عاشقانه و جذاب لذت ببرید.

    داستان لیلی و مجنون

    داستان لیلی و مجنون :

    قیس پسری از اعراب بود که با ظاهری آشفته و پریشان اطراف کوه نجد می گشت و برای معشوقه خود اشعاز عاشقانه زیبا می سرود. معشوقه او دختری از قبیله عامریان بود به نام لیلی که قیس شیفته او شده بود و آنقدر در کوچه ها در وصف زیبایی های لیلی شعر سروده و خوانده بود که همه مردم آن منطقه او را دیوانه می دانستند و لقب مجنون را به وی داده بودند.

    خانواده و خویشاوندان مجنون بارها در شکل های مختلف از مجنون خواستند دست از این رسوایی بردارد اما فایده ایی نداشت. تا آنجا که پدر مجنون تصمیم می گرد به خاستگاری لیلی برود و با جمعی از بزرگان و خویشاوندان به قبیله لیلی رفته و او را از پدرش خاستگاری می کنند. اما نه تنها پدر لیلی بلکه تمام اهالی قبلیه با این وصلت مخالفت می کنند و آن را ننگی بزرگ برای قبیله می دانند چراکه معتقد بودند مجنون دیوانه و رسوایی بیش نیست و وصلت با او حیثیت و آبروی این قبیله را در میان سایر قبائل عرب می برد و از پدر مجنون می خواهند که پسرش را نصحیت کند تا زندگی عاقلانه ایی را در پیش گیرد. پدر نیز به توصیه مردم به نصیحت پسر می پردازد و او را به کعبه برای زیارت می برد و از خدا می خواهد پسرش از این عشق دست کشد اما مجنون از درگاه خدا تقاضایی دیگر کرد و خواستار عشقی بیشتر و جاودانه شد.

    داستان لیلی و مجنون

    داستان لیلی و مجنون به آنجا می رسد که مجنون بعد از خاستگاری های متعدد و نتیجه نگرفتن سر به کوه و بیابان می گذارد و در این فاصله فردی به نام <ابن سلام> خاستگار لیلی می شود و با وجود مخالفت شدید لیلی و پافشاری هایش، خانواده و خویشاوندان لیلی را مجبور به این وصلت می کنند. اما از آنجا که دل لیلی پیش مجنون بود در شب عروسی سیلی محکمی به صورت ابن سلام می زند و قسم میخورد حتی اگر کشته شود اجازه ندهد ابن سلام به وصال او دست یابد. در این میان مردی در بیابان خبر ازدواج لیلی را به مجنون می دهد و او را که تشنه وصال بود، دیوانه تر از قبل می کند. مجنون همچون دیوانه ها در بیابان به سر می برد و خبر فوت پدر و مادر وی را آشفته تر از قبل می کند. تا اینکه روزی از لیلی نامه ایی به دست مجنون می رسد که نشان از عشق پاک او دارد و این نامه مرهمی بر دل مجروح مجنون می شود.

    حتما بخوانید:  مجموعه سه داستان کوتاه عاشقانه جدید و زیبا

    داستان عاشقانه

    مدتی بعد همسر لیلی بر اثر بیماری جان می دهد و لیلی به بهانه سوگواری مرگ همسر، اشک میریزد و در فراق معشوق می سوزد و همچنان به عزاداری برای همسر می پردازد تا اینکه خود به بیماری گرفتار می شود و بعد از مدت ها با زندگی وداع میکند. مجنون بعد از شنیدن خبر مرگ لیلی دیوانه تر از سابق شده و به آرامگاه لیلی می آید و با حیواناتی که در بیابان با او مانوس شده اند بر سر مزار لیلی می ماند و از مرگ عشق خود فریاد می زند و ناله می کند و از خدا می خواهد از این رنج رهایی یابد. نام لیلی را زمزمه می کند و بر سر مزار لیلی جان می دهد. بعد از مدتی مردم می بینند که از پیکر مجنون جز چند تکه استخوان چیزی باقی نمانده که استخوان ها نیز مزار لیلی را در آغوش گرفته اند. قبر لیلی را می شکافند و استخوان های مجنون را کنار لیلی قرار می دهند تا این دو عاشق اینگونه به وصال هم برسند و این چنین عشق آنها ابدی و ماندگار شد.

    خلاصه داستان لیلی و مجنون

    داستان لیلی و مجنون را ملاحظه نمودید، امیدواریم از خواندن این داستان کوتاه عاشقانه و زیبا لذت برده باشید و داستان لیلی و مجنون و زندگی عاشقانه آنها با همه غم انگیز و تاثیرگذار بودن، درسی برای اثبات عشق و علاقه شما به اطرافیانتان باشد. پیشنهاد می کنیم از دیگر مطالب و داستان های زیبا و جالب در بخش داستان کوتاه دیدن فرمایید.

    منبع : آرگا

    برچسب ها :